احمد مجد الاسلام كرمانى
422
سفرنامه كلات ( فارسى )
و مشروطه شود ؛ شما كه رئيس مذهب هستيد خيلى بزرگ و محترم ميشويد و ده مقابل مداخل كثيف امروزى كه از مرافعات و ناسخ و منسوخ دادن تحصيل مينمائيد محترمانه بشما عايد خواهد شد و اينكه در حضرت عبد العظيم با حضرات نرفت فقط بواسطه بىاعتنائى اين آقايان به او بود و الا در مقصد همراه است اما علماى ساير ولايات عمده آنها علماء اصفهان هستند و رئيس آنها « آقاى نجفى » و « حاج آقا نور اللّه » است ؛ اما آقاى نجفى مردى است متذهد در ظاهر و صاحب مكنت بسيار كه از ترس همه ساله مبالغ كلى از منافع و عايدى املاك خود را بطلاب ميدهد تا اساس رياستش را بهم نزنند و منتهى آرزويش اين است كه مملكت منظم شود تا اين اندازه مكنت را براحت بخورد و ديگر اعتنائى ديگر برياست و عوامفريبى ندارد براى آنكه به مقصود اصلى خودش رسيده و هر قدر رياست ميخواسته ديده حالا ديگر شب و روز مشغول مدافعه از ثروت بىاندازه خود است بنابراينچنين آدمى ابدا با مشروطه دشمنى نخواهد كرد ؛ بعلاوه طبيعت « آقا نجفى » هميشه اينست كه با طرف غائب مماشات مينمايد و هر وقت ديد مشروطيت پيشرفت دارد صرف مشروطه مىشود اما « حاجى آقا نور اللّه » از اول باالفطره مشروطه بود و من سه سال شب و روز در خلوت و جلوت با او بودهام آنقدر او را آزادى طلب شناختهام ، كه يقين دارم نصف مكنت و ثروت خودش را هم حاضر است در اين راه صرف نمايد جاهاى ديگر علماى قابلى ندارد ولى از حالت آذربايجان خبر ندارم و علماى آنجا را نميشناسم مگر « حاجى ميرزا حسن » كه آخوند احمقى است و اگر سايرين هم مثل او باشند از آنها خيلى بايد ترسيد . پرسيد از حالت علماى نجف چه خبر دارى ؟ گفتم : آنها را هم درست نميشناسم مگر از آقاى « آخوند » خبر دارم كه مردى است نوعپرست و عالمى است با حس ديگر آن را درست نميدانم بچه مذاقى هستند ولى بهر سليقه كه باشند عمده نظر آنها بمركز است وقتى كه علماى طهران را مايل